السلام علیک یا رسول الله (ص)


به مناسبت سالروز رحلت رسول اکرم و شهادت امام حسن مجتبی و امام رضا علیهم السلام مجلس عزا و سوگواری

در دفتر حضرت آیت الله العظمی دوزدوزانی تبریزی برگزار می گردد.


زمان: جمعه 26 آبان به مدت سه روز از ساعت:10:30

 



احكام تقليد


اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ العالَمِينَ، وَالصَّلاةُ وَالسَّلامُ عَلى أَشْرَفِ الأَنْبِياءِ وَ المُرْسَلِينَ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ، وَ اللَّعْنَةُ الدَّائِمَةُ عَلى أَعْدائِهِمْ أَجْمَعِينَ مِنَ الْآنَ إلى قِيامِ يَوْمِ الدِّين

مسأله 1 ) عقيده مسلمان به اصول دين بايد از روى دليل باشد و نمى‏تواند در اصول دين تقليد نمايد، بلكه بايد آنها را از روى دليل -به فراخور حال خويش- بداند ولى در فروع دين يعنى احكام و دستورات عملى، اگر مجتهد باشد )يعنى بتواند احكام الهى را از روى دليل به دست آورد( به عقيده خود عمل مى‏كند و اگر مجتهد نباشد، بايد از مجتهدى تقليد كند.
و نيز مى‏تواند عمل به احتياط كند، يعنى در اعمال خود طورى رفتار نمايد كه يقين كند تكليف خود را انجام داده است، مثلاً اگر بعضى از مجتهدين كارى را حرام و بعضى مباح مى‏دانند، آن را ترك كند و يا اگر بعضى آن را مستحب و بعضى واجب مى‏دانند، آن را حتماً بجا آورد، ولى چون عمل به احتياط مشكل است و احتياج به اطلاعات نسبتاً وسيعى از مسائل فقهى دارد، راه براى توده مردم غالباً همان مراجعه به مجتهدين و تقليد از آنهاست.
مسأله 2 ) حقيقت تقليد در احكام، ياد گرفتن فتواى مجتهد است با التزام به عمل به آن و مجتهدى كه از او تقليد مى‏كند بايد داراى صفات زير باشد:
"مرد، بالغ، عاقل، شيعه دوازده امامى، حلال‏زاده و عادل" و همچنين بنابر احتياط واجب زنده باشد. و عادل كسى است كه كارهائى را كه بر او واجب است، بجا آورد و كارهائى را كه بر او حرام است، ترك كند و نشانه عدالت اين است كه در ظاهر شخص خوبى باشد كه اگر از اهل محل يا همسايگان او يا كسانى كه با او معاشرت دارند، حال او را بپرسند خوبى او را تصديق نمايند و در مسائلى كه مجتهدين اختلاف نظر دارند، بنابراحتياط بايد از أعلم تقليد كند.
مسأله 3 ) مجتهد و اعلم و واجد ساير شرائط تقليد را از سه راه مى‏توان شناخت:
اوّل: آن كه خود انسان از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم و واجد ساير شرائط را بشناسد و بدان يقين يا اطمينان حاصل كند. در تشخيص مجتهد و اعلم، لازم نيست خود انسان مجتهد باشد.
دوّم: آن كه از هر راهى براى انسان اطمينان حاصل شود يا براى نوع مردم در اين شرائط اطمينان حاصل مى‏شود، مثلاً عده‏اى از اهل علم كه مى‏توانند مجتهد و اعلم و واجد شرائط را تشخيص دهند، واجد شرائط بودن كسى را تصديق كنند و از گفته آنان براى شخص انسان يا نوع مردم اطمينان پيدا شود.
سوّم: آن كه دو نفر عالم عادل كه مى‏توانند واجد شرائط تقليد را تشخيص دهند، بدان گواهى دهند به شرط آن كه دو نفر عالم عادل ديگر با گفته آنان مخالفت ننمايند، بلكه ظاهراً شرائط تقليد به گفته يك نفر عالم عادل كه مفيد اطمينان باشد نيز ثابت مى‏شود به شرط آن كه يك نفر عالم عادل برخلاف گفته وى سخنى نگويد و چنانچه يك نفر عالم عادل يا بيشتر، به واجد شرائط تقليد بودن كسى شهادت دهد، لازم نيست انسان تحقيق كند كه آيا عالم عادل ديگرى برخلاف گفته آنها شهادت مى‏دهد يا خير.
مسأله 4 ) اگر شناختن اعلم مشكل باشد، بنابراحتياط بايد از كسى تقليد كند كه گمان به اعلم بودن او دارد. همچنين است اگر احتمال هم بدهد كه كسى اعلم است و بداند ديگرى از او اعلم نيست و اگر چند نفر در نظر او اعلم از ديگران و با يكديگر مساوى باشند، بايد از يكى از آنان تقليد كند.
مسأله 5 ) به دست آوردن فتوى يعنى دستور مجتهد، چهار راه دارد:
اوّل: شنيدن از خود مجتهد.
دوّم: شنيدن از دو نفر عادل كه فتواى مجتهد را نقل كنند.
سوّم: شنيدن از كسى كه انسان به گفته او اطمينان دارد.
چهارم: ديدن در رساله مجتهد در صورتى كه انسان به درستى آن رساله اطمينان داشته باشد.
مسأله 6 ) تا انسان يقين نكند كه فتواى مجتهدى عوض شده است، مى‏تواند به آنچه در رساله نوشته شده عمل نمايد و اگر احتمال دهد كه فتواى او عوض شده جستجو لازم نيست.
مسأله 7 ) اگر مجتهد اعلم در مسأله‏اى فتوى دهد مقلّد آن مجتهد يعنى كسى كه از او تقليد مى‏كند، نمى‏تواند در آن مسأله به فتواى مجتهد ديگر عمل كند ولى اگر فتوى ندهد و بفرمايد احتياط آن است كه فلان‏طور عمل شود، مثلاً بفرمايد احتياط آن است كه در ركعت اوّل و دوم نماز بعد از سوره حمد، يك سوره تمام بخواند، مقلّد بايد يا به اين احتياط كه احتياط واجبش مى‏گويند، عمل كند و يا به فتواى مجتهد ديگرى كه تقليدش جايز است، عمل نمايد. پس اگر او فقط سوره حمد را كافى بداند مى‏تواند سوره را ترك كند، و همچنين است اگر مجتهد اعلم بفرمايد مسأله محلّ تأمّل يا محلّ اشكال است.
مسأله 8 ) اگر مجتهد اعلم بعد از آن كه در مسأله‏اى فتوى داده يا پيش از آن احتياط كند، مثلاً بفرمايد: ظرف نجس را كه يك مرتبه در آب كرّ بشويند پاك مى‏شود، اگرچه احتياط آن است كه سه مرتبه بشويند، مقلّد او مى‏تواند عمل به احتياط را ترك كند و اين را احتياط مستحب مى‏نامند.
مسأله 9 ) هرگاه مجتهدى كه انسان از او تقليد مى‏كند، از دنيا برود باقى ماندن بر تقليد او جايز است، بلكه اگر اعلم باشد واجب است. چه مسائل در نظرش باشد يا نه، و چه عمل كرده باشد يا نه.
مسأله 10 ) اگر در مسأله‏اى فتواى مجتهدى را ياد گرفته، و بعد از مردن او در همان مسأله بر حسب وظيفه‏اش از مجتهد زنده تقليد نمايد، دوباره نمى‏تواند آن را مطابق فتواى مجتهدى كه از دنيا رفته است، انجام دهد.
مسأله 11 ) مسائلى را كه انسان غالباً به آنها احتياج دارد واجب است ياد بگيرد.
مسأله 12 ) اگر براى غير مجتهد مسأله‏اى پيش آيد كه حكم آن را نمى‏داند، لازم است احتياط كند يا از مجتهد جامع‏الشرائط تقليد نمايد و چنانچه احتمال مخالفت غير اعلم را با اعلم بدهد و تأخير واقعه و احتياط ممكن نباشد يا با حَرَج همراه باشد و دستش به اعلم نرسد، جايز است از غير اعلم -با رعايت الأَعلم فالأَعلم- تقليد نمايد.
مسأله 13 ) اگر كسى فتواى مجتهدى را به ديگرى بگويد، چنانچه فتواى آن مجتهد عوض شود لازم نيست به او خبر دهد كه فتواى آن مجتهد عوض شده، ولى اگر بعد از گفتن فتوى بفهمد اشتباه كرده، در صورتى كه ممكن باشد بايد اشتباه را برطرف كند.
مسأله 14 ) اگر مكلّف مدتى اعمال خود را بدون تقليد انجام دهد، سپس از مجتهدى تقليد نمايد، در صورتى كه آن مجتهد به صحت اعمال گذشته حكم نمايد، آن اعمال صحيح است و إلاّ محكوم به بطلان است.

 

سایت جدید

.

استفتائات جدید

.

1) ابراز تولی و تبری
س) آنچه که بر هر مسلمانی واجب است در تبری و تولی، چگونه باید ابراز گردد؟
ج) بلی تولی و تبرّی واجب است و کفایت می کند بگوید: من دوستم با کسی که ائمه(ع) را دوست دارد و دشمنم با آن که با اهل بیت (ع) دشمن باشد.

 

2) کفن غصبی
س) شخصی فوت کرده و ما بعد از مدتی(20 یا 30 روز) متوجه شدیم کفن غصبی است حکم شرعی آن چیست؟
ج) اگر صاحب کفن راضی نگردد باید نبش قبر شود و کفن و به صاحبش برگردد.

 

3) ارجحیت نماز نافله
س)خواندن نافله نمازهای یومیه ارجحیت داردیا خواندن تعقیبات نماز؟
ج) نماز از تعقیبات دیگر ارجح است به جز تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها.

حدیث

امام علی علیه السلام: مَا أَكْثَـرَ اَلْعِبـَرَ وَ أَقَـلَّ اَلاِعْتِبَـارَ چه بسيار است پنـدها و چه اندكاند، پنـد پـذيران. نهج البلاغه/کلمات قصار 297
VTEM IMAGE ROTATOR VTEM IMAGE ROTATOR VTEM IMAGE ROTATOR VTEM IMAGE ROTATOR VTEM IMAGE ROTATOR VTEM IMAGE ROTATOR VTEM IMAGE ROTATOR VTEM IMAGE ROTATOR VTEM IMAGE ROTATOR VTEM IMAGE ROTATOR VTEM IMAGE ROTATOR VTEM IMAGE ROTATOR VTEM IMAGE ROTATOR