السلام علیک یا رسول الله (ص)


به مناسبت سالروز رحلت رسول اکرم و شهادت امام حسن مجتبی و امام رضا علیهم السلام مجلس عزا و سوگواری

در دفتر حضرت آیت الله العظمی دوزدوزانی تبریزی برگزار می گردد.


زمان: جمعه 26 آبان به مدت سه روز از ساعت:10:30

 



احكام اجاره

مسأله 2181 ) اجاره دهنده و كسى كه چيزى را اجاره مى‏كند، بايد مكلّف و عاقل باشند و به اختيار خودشان اجاره را انجام دهند و نيز بايد در مال خود حق تصرّف داشته باشند. پس سفيهى كه مال خود را در كارهاى بيهوده مصرف مى‏كند چون حق ندارد در مال خود تصرف نمايد، اگر چيزى را اجاره كند، يا اجاره دهد، صحيح نيست. 

مسأله 2182 ) انسان مى‏تواند از طرف ديگرى وكيل شود و مال او را اجاره دهد.
مسأله 2183) اگر ولىّ، يا قيّم بچه مال او را اجاره دهد، يا خود او را اجير ديگرى نمايد، اشكال ندارد و اگر مدتى از زمان بالغ شدن او را جزء مدت اجاره قرار دهد، بعد از آن كه بچه بالغ شد، مى‏تواند بقيه اجاره را بهم بزند، ولى هرگاه طورى بوده كه اگر مقدارى از زمان بالغ بودن بچه را جزء مدت اجاره نمى‏كرد، برخلاف مصلحت لازمه بچه بود، نمى‏تواند اجاره را بهم بزند.
مسأله 2184 ) بچه صغيرى را كه ولىّ ندارد، بدون اجازه مجتهد نمى‏شود اجير كرد و كسى كه به مجتهد دسترسى ندارد، مى‏تواند از چند نفر مؤمن كه عادل باشند، اجازه بگيرد و او را اجير نمايد.
مسأله 2185 ) اجاره دهنده و مستأجر لازم نيست صيغه عربى بخوانند، بلكه اگر مالك به كسى بگويد، ملك خود را به تو اجاره دادم و او بگويد، قبول كردم، اجاره صحيح است و نيز اگر حرفى نزنند و مالك به قصد اين كه ملك را اجاره دهد، آن را به مستأجر واگذار كند و او هم به قصد اجاره كردن بگيرد، اجاره صحيح مى‏باشد.
مسأله 2186 ) اگر انسان بدون صيغه خواندن بخواهد براى انجام عملى اجير شود، همين كه مشغول آن عمل شد، اجاره صحيح است.
مسأله 2187 ) كسى كه نمى‏تواند حرف بزند، اگر با اشاره بفهماند كه ملك را اجاره داده، يا اجاره كرده، صحيح است.
مسأله 2188 ) اگر خانه يا دكان يا اتاقى را اجاره كند و صاحب ملك با او شرط كند كه فقط خود او از آنها استفاده نمايد، مستأجر نمى‏تواند آن را به ديگرى اجاره دهد، و اگر شرط نكند مى‏تواند آن را به ديگرى اجاره دهد. ولى اگر بخواهد به زيادتر از مقدارى كه اجاره كرده آن را اجاره دهد بنابراحتياط واجب بايد در آن، كارى مانند تعمير و سفيدكارى انجام داده باشد، يا به غير جنسى كه اجاره كرده آن را اجاره دهد مثلاً اگر با پول اجاره كرده به گندم يا چيز ديگر اجاره دهد.
مسأله 2189 ) اگر اجير با انسان شرط كند كه فقط براى خود انسان كار كند، نمى‏شود او را به ديگرى اجاره داد و اگر شرط نكند، چنانچه او را به چيزى كه اجرت او قرار داده اجاره دهد، بنابراحتياط واجب بايد زيادتر نگيرد و اگر به چيز ديگرى اجاره دهد، مى‏تواند زيادتر بگيرد.
مسأله 2190 ) اگر غير خانه و دكان و اتاق و اجير، چيزى ديگر مثلاً زمين را اجاره كند و مالك با او شرط نكند كه فقط خودش از آن استفاده نمايد، اگرچه بيشتر از مقدارى كه اجاره كرده آن را اجاره دهد، اشكال ندارد.
مسأله 2191 ) اگر خانه يا دكانى را مثلاً يكساله به صد تومان اجاره كند و از نصف آن خودش استفاده نمايد، مى‏تواند نصف ديگر آن را به صد تومان اجاره دهد ولى اگر بخواهد نصف آن را به زيادتر از مقدارى كه اجاره كرده مثلاً به صد و بيست تومان اجاره دهد، بايد در آن، كارى مانند تعمير انجام داده باشد.

 

شرائط مالى كه آن را اجاره مى‏دهند

مسأله 2192 ) مالى كه اجاره مى‏دهند چند شرط دارد:
اول - آن كه معين باشد، پس اگر بگويد يكى از خانه‏هاى خود را اجاره دادم درست نيست. دوم - مستأجر آن را ببيند، يا كسى كه آن را اجاره مى‏دهد، طورى خصوصيات آن را بگويد كه كاملاً معلوم باشد. سوم - تحويل دادن آن ممكن باشد، پس اجاره دادن اسبى كه فرار كرده باطل است. چهارم - آن مال به واسطه استفاده كردن از بين نرود، پس اجاره دادن نان و ميوه و خوردنيهاى ديگر صحيح نيست. پنجم - استفاده‏اى كه مال را براى آن اجاره داده‏اند ممكن باشد. پس اجاره دادن زمين براى زراعت در صورتى كه آب باران كفايت آن را نكند و از آب نهر هم مشروب نشود، صحيح نيست ششم - چيزى را كه اجاره مى‏دهد مال خود او باشد و اگر مال كس ديگر را اجاره دهد، در صورتى صحيح است كه صاحبش رضايت دهد.
مسأله 2193 ) اجاره دادن درخت براى آن كه از ميوه‏اش استفاده كنند، جائز است.
مسأله 2194 ) زن مى‏تواند براى آن كه از شيرش استفاده كنند اجير شود و لازم نيست از شوهر خود اجازه بگيرد، ولى اگر به واسطه شير دادن، حق شوهر از بين برود، بدون اجازه او نمى‏تواند اجير شود.



شرائط استفاده‏اى كه مال را براى آن اجاره مى‏دهند

مسأله 2195 ) استفاده‏اى كه مال را براى آن اجاره مى‏دهند چهار شرط دارد: اول - آن كه حلال باشد، بنابر اين اجاره دادن دكان براى شراب‏فروشى يا نگهدارى شراب و كرايه دادن حيوان براى حمل و نقل شراب باطل است.
دوم- پول دادن براى آن استفاده در نظر مردم بيهوده نباشد. سوم - اگر چيزى را كه اجاره مى‏دهند، چند استفاده دارد، استفاده‏اى را كه مستأجر بايد از آن ببرد، معين نمايند مثلاً اگر حيوانى را كه سوارى مى‏دهد و بار مى‏برد اجاره دهند، بايد در موقع اجاره معين كنند كه سوارى يا باربرى آن، مال مستأجر است يا همه استفاده‏هاى آن. چهارم - مدت استفاده را معين نمايند و اگر مدت معلوم نباشد ولى عمل را معين كنند مثلاً با خياط قرار بگذارند كه لباس معينى را به‏طور مخصوصى بدوزد كافيست.
مسأله 2196 ) اگر ابتداى مدت اجاره را معين نكنند، ابتداى آن بعد از خواندن صيغه اجاره است.
مسأله 2197 ) اگر خانه‏اى را مثلاً يك ساله اجاره دهند و ابتداى آن را يك ماه بعد از خواندن صيغه قرار دهند اجاره صحيح است، اگرچه موقعى كه صيغه مى‏خوانند خانه در اجاره ديگرى باشد.
مسأله 2198 ) اگر مدت اجاره را معلوم نكند و بگويد هر وقت در خانه نشستى اجاره آن، ماهى ده تومان است، اجاره صحيح نيست.
مسأله 2199 ) اگر به مستأجر بگويد خانه را ماهى ده تومان به تو اجاره دادم يا بگويد خانه را يك ماهه به ده تومان به تو اجاره دادم و بعد از آن هم هر قدر بنشينى اجاره آن ماهى ده تومان است، در صورتى كه ابتداى مدت اجاره را معين كنند يا ابتداى آن معلوم باشد، اجاره ماه اول صحيح است.
مسأله 2200 ) خانه‏اى را كه غريب و زوار در آن منزل مى‏كنند و معلوم نيست چقدر در آن مى‏مانند، اگر قرار بگذارند كه مثلاً شبى يك تومان بدهند و صاحب‏خانه راضى شود، استفاده از آن خانه اشكال ندارد ولى چون مدت اجاره را معلوم نكرده‏اند اجاره نسبت به غير از شب اول صحيح نيست و صاحب‏خانه بعد از شب اول هر وقت بخواهد مى‏تواند آنها را بيرون كند.

 

مسائل متفرّقه اجاره

مسأله 2201 ) مالى را كه مستأجر بابت اجاره مى‏دهد بايد معلوم باشد، پس اگر از چيزهائى است كه مثل گندم با وزن معامله مى‏كنند، بايد وزن آن معلوم باشد و اگر از چيزهائى است كه مثل پولهاى رايج با شماره معامله مى‏كنند، بايد شماره آن معين باشد و اگر مثل اسب و گوسفند است، بايد اجاره دهنده آن را ببيند، يا مستأجر خصوصيات آن را به او بگويد.
مسأله 2202 ) اگر زمينى را براى زراعت اجاره دهد و مال الإجاره را حاصل همان زمين يا زمين ديگر كه فعلاً موجود نيست قرار دهد، اجاره صحيح نيست و اگر مال الإجاره بالفعل موجود باشد، مانعى ندارد.
مسأله 2203 ) كسى كه چيزى را مانند خانه يا ماشين يا اسب و الاغ اجاره دهد به مجرد اجاره مال‏الإجاره را مالك مى‏شود ولى حق مطالبه از مال‏الإجاره منحصر به همان اندازه است كه از مدت اجاره بگذرد مثلاً اگر خانه را ماهى سى تومان اجاره دهد هر روز كه بگذرد حق مطالبه يك تومان دارد و نيز اگر براى انجام عملى اجير شود گرچه به مجرد اجاره اجرت را مالك مى‏شود، ولى حق مطالبه منحصر به اندازه‏اى است كه از عمل انجام داده ولى اگر اجاره دهنده با اجير شرط كنند كه به مجرد اجاره تمام اجرت يا مال‏الإجاره را بگيرند يا بين مردم معمول باشد كه آنها را قبل از شروع به كار مى‏گيرند، مى‏توانند به مجرد اجاره تمام آن را مطالبه كنند.
مسأله 2204 ) هرگاه چيزى را كه اجاره داده تحويل دهد، اگرچه مستأجر تحويل نگيرد، يا تحويل بگيرد و تا آخر مدت اجاره از آن استفاده نكند، بايد مال‏الإجاره آن را بدهد.
مسأله 2205 ) اگر انسان اجير شود كه در روز معينى كارى را انجام دهد و در آن روز براى انجام آن كار حاضر شود، كسى كه او را اجير كرده اگرچه آن كار را به او مراجعه نكند، بايد اجرت او را بدهد، مثلاً اگر خياطى را در روز معينى براى دوختن لباسى اجير نمايد و خياط در آن روز آماده كار باشد، اگرچه پارچه را به او ندهد كه بدوزد بايد اجرتش را بدهد چه خياط بى‏كار باشد، چه براى خودش يا ديگرى كار كند.
مسأله 2206 ) اگر بعد از تمام شدن مدت اجاره معلوم شود كه اجاره باطل بوده مستأجر بايد مال‏الإجاره را به مقدار معمول به صاحب ملك بدهد مثلاً اگر خانه‏اى را يكساله به صد تومان اجاره كند بعد بفهمد اجاره باطل بوده، چنانچه اجاره آن خانه معمولاً پنجاه تومان است، بايد پنجاه تومان را بدهد و اگر دويست تومان است، بايد دويست تومان را بپردازد و نيز اگر بعد از گذشتن مقدارى از مدت اجاره معلوم شود كه اجاره باطل بوده، بايد اجاره آن مدت را به مقدار معمول به صاحب ملك بدهد.
مسأله 2207 ) اگر چيزى را كه اجاره كرده از بين برود، چنانچه در نگهدارى آن كوتاهى نكرده و در استفاده بردن از آن هم زياده‏روى ننموده ضامن نيست و نيز اگر مثلاً پارچه‏اى را كه به خياط داده از بين برود، در صورتى كه خياط زياده‏روى نكرده و در نگهدارى آن هم كوتاهى نكرده باشد، نبايد عوض آن را بدهد.
مسأله 2208 ) هرگاه صنعتگر چيزى را كه گرفته ضايع كند، ضامن است.
مسأله 2209 ) اگر قصّاب سر حيوانى را ببرد و آن را حرام كند، چه مزد گرفته باشد، چه مجّانى سر بريده باشد، بايد قيمت آن را به صاحبش بدهد.
مسأله 2210 ) اگر حيوانى را اجاره كند و معين نمايد كه چقدر بار بر آن بگذارد، چنانچه بيشتر از آن مقدار بار كند و آن حيوان بميرد يا معيوب شود، ضامن است و نيز اگر مقدار بار را معين نكرده باشند و بيشتر از معمول بار كند و حيوان تلف شود يا معيوب گردد، ضامن مى‏باشد و در هر دو صورت اجرت زيادى بار را بر حسب معمول نيز بايد بدهد.
مسأله 2211 ) اگر حيوانى را براى بردن بار شكستنى اجاره دهد، چنانچه آن حيوان بلغزد يا رَم كند و بار را بشكند، صاحب حيوان ضامن نيست ولى اگر به واسطه زدن و مانند آن كارى كند كه حيوان زمين بخورد و بار را بشكند، ضامن است.
مسأله 2212 ) اگر كسى بچه‏اى را ختنه كند و ضررى به آن بچه برسد يا بميرد چه بيشتر از معمول بريده باشد يا نه، ضامن است، مگر اين كه به ولىّ بچه بگويد اگر ضررى به او برسد، من ضامن نيستم.
مسأله 2213 ) اگر دكتر به دست خود به مريض دوا بدهد، يا درد و دواى مريض را به او بگويد و مريض دوا بخورد چنانچه در معالجه خطا كند و به مريض ضررى برسد يا بميرد، دكتر ضامن است ولى اگر فقط بگويد فلان دوا براى فلان مرض فائده دارد و به واسطه خوردن دوا ضررى به مريض برسد يا بميرد، دكتر ضامن نيست.
مسأله 2214 ) هرگاه دكتر به مريض يا ولىّ او بگويد كه اگر ضررى به مريض برسد، ضامن نباشد، در صورتى كه دقت و احتياط خود را بكند و حاذق باشد و به مريض ضررى برسد يا بميرد، دكتر ضامن نيست.
مسأله 2215 ) مستأجر و كسى كه چيزى را اجاره داده، با رضايت يكديگر مى‏توانند معامله را بهم بزنند و نيز اگر در اجاره شرط كنند كه هر دو يا يكى از آنان حق بهم زدن معامله را داشته باشند، مى‏توانند مطابق قراداد، اجاره را بهم بزنند.
مسأله 2216 ) اگر اجاره دهنده، يا مستأجر بفهمد كه مغبون شده است چنانچه در موقع خواندن صيغه ملتفت نباشد كه مغبون است، مى‏تواند اجاره را بهم بزند، ولى اگر در صيغه اجاره شرط كنند كه اگر مغبون هم باشند حق بهم زدن معامله را نداشته باشند نمى‏توانند اجاره را بهم بزنند.
مسأله 2217 ) اگر چيزى را اجاره دهد و پيش از آن كه تحويل دهد كسى آن را غصب نمايد مستأجر مى‏تواند اجاره را بهم بزند و چيزى را كه به اجاره دهنده داده پس بگيرد، يا اجاره را بهم نزند و اجاره مدتى را كه در تصرف غصب كننده بوده به ميزان معمول از او بگيرد. پس اگر حيوانى را يك ماهه به ده تومان اجاره نمايد و كسى آن را ده روز غصب كند و اجاره معمولى ده روز آن پانزده تومان باشد، مى‏تواند پانزده تومان را از غصب كننده بگيرد.
مسأله 2218 ) اگر چيزى را كه اجاره كرده تحويل بگيرد، و بعد ديگرى آن را غصب كند نمى‏تواند اجاره را بهم بزند و فقط حق دارد كرايه آن چيز را به مقدار معمول از غصب كننده بگيرد.
مسأله 2219 ) اگر پيش از آن كه مدت اجاره تمام شود، ملك را به مستأجر بفروشد، اجاره بهم نمى‏خورد و مستأجر بايد مال‏الإجاره را به فروشنده بدهد و همچنين است اگر آن را به ديگرى بفروشد.
مسأله 2220 ) اگر پيش از ابتداى مدت اجاره مورد اجاره طورى خراب شود كه هيچ قابل استفاده نباشد اجاره باطل مى‏شود و پولى كه مستأجر به صاحب ملك داده به او برمى‏گردد و چنانچه طورى خراب شده كه بتواند استفاده از آن ببرد ولى به اندازه‏اى كه در اجاره معين شده نباشد اجاره صحيح است ولى مى‏تواند آن را بهم بزند.
مسأله 2221 ) اگر ملكى را اجاره كند و بعد از گذشتن مقدارى از مدت اجاره طورى خراب شود كه هيچ قابل استفاده نباشد اجاره مدتى كه باقى مانده، باطل مى‏شود و مى‏تواند اجاره مدت گذشته را بهم بزند و اجرةالمثل -يعنى اجرت معمولى آن مدت را- بدهد.
مسأله 2222 ) اگر خانه‏اى را كه مثلاً دو اطاق دارد اجاره دهد و يك اطاق آن خراب شود، چنانچه فوراً آن را بسازد و هيچ مقدار از استفاده آن از بين نرود اجاره باطل نمى‏شود و مستأجر هم نمى‏تواند اجاره را بهم بزند، ولى اگر ساختن آن به قدرى طول بكشد كه مقدارى از استفاده مستأجر از بين برود، اجاره به آن مقدار باطل مى‏شود و مستأجر مى‏تواند اجاره باقيمانده را بهم بزند و براى استفاده‏اى كه كرده، اجرةالمثل بدهد.
مسأله 2223 ) اگر اجاره دهنده يا مستأجر بميرد، اجاره باطل نمى‏شود ولى اگر خانه مال اجار دهنده نباشد مثلاً ديگرى وصيت كرده باشد كه تا او زنده است، منفعت خانه مال او باشد، چنانچه آن خانه را اجاره دهد و پيش از تمام شدن مدت اجاره بميرد، از وقتى كه مرده، اجاره باطل است و اگر مالك فعلى آن اجاره را امضا كند صحيح مى‏شود و وجه اجاره مدتى كه بعد از مردن اجاره دهنده باقى مانده، به مالك فعلى داده مى‏شود.
مسأله 2224 ) اگر صاحب كار بنّا را وكيل كند كه براى او عمله بگيرد چنانچه بنّا كمتر از مقدارى كه از صاحب كار مى‏گيرد به عمله بدهد، زيادى آن بر او حرام است و بايد آن را به صاحب كار بدهد ولى اگر اجير شود كه ساختمان را تمام كند و براى خود اختيار بگذارد كه خودش بسازد، يا به ديگرى بدهد در صورتى كه مقدارى خودش كار كرده باقى را به كمتر از مقدارى كه اجير شده به ديگرى بدهد، زيادى آن بر او حلال مى‏باشد.
مسأله 2225 ) اگر رنگرز قرار بگذارد كه مثلاً پارچه‏اى را با نيل رنگ كند، چنانچه با رنگ ديگر رنگ نمايد، حق ندارد چيزى بگيرد.

 

سایت جدید

.

استفتائات جدید

.

1) ابراز تولی و تبری
س) آنچه که بر هر مسلمانی واجب است در تبری و تولی، چگونه باید ابراز گردد؟
ج) بلی تولی و تبرّی واجب است و کفایت می کند بگوید: من دوستم با کسی که ائمه(ع) را دوست دارد و دشمنم با آن که با اهل بیت (ع) دشمن باشد.

 

2) کفن غصبی
س) شخصی فوت کرده و ما بعد از مدتی(20 یا 30 روز) متوجه شدیم کفن غصبی است حکم شرعی آن چیست؟
ج) اگر صاحب کفن راضی نگردد باید نبش قبر شود و کفن و به صاحبش برگردد.

 

3) ارجحیت نماز نافله
س)خواندن نافله نمازهای یومیه ارجحیت داردیا خواندن تعقیبات نماز؟
ج) نماز از تعقیبات دیگر ارجح است به جز تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها.

حدیث

امام علی علیه السلام: مَنْ غاظَكَ بِقُبْحِ السَّفَهِ عَلَيْكَ، فَغِظْهُ بِحُسْنِ الْحِلْمِ عَنْهُ هر كس با زشتىِ سبكسرى تو را خشمگين كرد تو با زيبايى بردبارى او را به خشم آور غررالحكم / حدیث 8620
VTEM IMAGE ROTATOR VTEM IMAGE ROTATOR VTEM IMAGE ROTATOR VTEM IMAGE ROTATOR VTEM IMAGE ROTATOR VTEM IMAGE ROTATOR VTEM IMAGE ROTATOR VTEM IMAGE ROTATOR VTEM IMAGE ROTATOR VTEM IMAGE ROTATOR VTEM IMAGE ROTATOR VTEM IMAGE ROTATOR VTEM IMAGE ROTATOR